پشت پرده کیست

پشت پرده فتنه سبز کیست؟
چرا او دو پهلو صحبت میکند؟
چرا میرحسین وکروبی را محکوم نمیکند؟
آیا او از پسرش دفاع میکند؟
چرا او دو پهلو صحبت میکند؟
وسوالات دیگری که بی جواب است

پشت پرده فتنه سبز کیست؟
چرا او دو پهلو صحبت میکند؟
چرا میرحسین وکروبی را محکوم نمیکند؟
آیا او از پسرش دفاع میکند؟
چرا او دو پهلو صحبت میکند؟
وسوالات دیگری که بی جواب است
آنچه مینویسم فقط دیدگاه من در مورد آقای موسوی است
چرا این خیانت کاران به نظام مقدس جمهوری اسلامی محاکمه نمیشوند.
ریاست محترم قوه قضائیه. مگر اینها طبق ماده ۱۸۷قانون اساسی محارب نمیشوند .
پرونده آقایان میرحسین موسوی شیخ مهدی کروبی شیخ محمد خاتمی وخانم رهنورد به کجا کشیده
شده است صبر تا چقدر مگر امام خمینی (ره) برای منتظری صبر کرد او را سری از صفحه سیاسی کشور
برکنار کرد..
آقای میرحسین موسوی بدان که هنوز ما رهروان شهدا زنده هستیم وبه تو و همسالان تو اجازه
دخالت نخواهیم داد تفکر شما آقای میر حسین تفکر آقای منتظری هست وخود نمیدانی از کجا دارید
ضربه میخورید .شما فقط دلخوش به شبکه دروغگو ی مثل بی بی سی و اندیشه که خود نمیدانند چه
میگوند هستید
باشد روزی به آنچه امام (ره)گفت پی ببرید
چه رانشانه رفته اید محال است اگر به آن دست یابید آقای موسوی وخانم رهنورد

منم عمار همون بچه بسیجی
زخاک فکه و فاو و دوئیجی
همون سینه زنی که میره هیئت
کلاس عشق بازی با ولایت
همونی که شنیده این عمار
دلش آتیش گرفته از غم یار
نوشته نامه ای از جان به جانان
به نام حق تعالی رب منان
سلام مولای من سید علی جان
سلام ای رهبرم ای قلب ایران
سلام ای قوت دلهای خسته
بگو مولا دلت از چی شکسته ؟
بگو آقا که دل ها بی قراره
چشا رو گونه ها شبنم می کاره
بگو آقا فقط با یک اشاره
که غصه دلامون رو کرده پاره
من عمار دارم خونه به خونه
میگم از مکر شورای زمونه
از اون فتنه گران انتخابات
که میدون آمدن با شال سادات
جسورانه دل رهبر شکستین
خیال کردین که در کوفه نشستین
علی 70 میلیون یار داره
هزاران مالک و عمار داره
چه سلمانها به دورش در طوافن
چه شمشیر ها به اذنش در غلافن
فقط کافی ست تا با یک اشاره
جهان کفر گردد پاره پاره
الا ای رهبرم لب تر کن ای دوست
که جان من گره در پیچش موست
فدایی ات من عمار آقا
هزاران در هزاران بار آقا
فقط کافی ست لب برگشایی
بتازم یک تنه در هر شعاعی
چنان جنگم ز عشقت تا شهادت
درد دل امام خمینی(ره) با شهدا
شهید
امیدوارم كه این شهدا در نامه ای كه اسم شهدای بدر و كربلا نوشته می شود اسم این ها نوشته
شده باشد.
رحمت سرشار خداوند متعال بر شهدای فضیلت،
شهدایی كه با نثار خون خود درخت با بركت اسلام را آبیاری نمودند
.
مگر شهادت هم نگرانی دارد؟ ما دوستانمان كه شهید شدند در جوار رحمت حق هستند،
چرا برای این ها دل تنگ باشیم؟
چه سعادتمند بودند این شهیدان كه دِین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نموده
و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.
خون سلحشوران كوخ نشین، كاخ های ستم را درهم كوبید.
خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند، خوشا به حال آنان كه در این قافله نور، جان و سر باختند،
خوشا به حال آنهایی كه این گوهرها را در دامن خود پروراندند. بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركه
بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتنند.
رحمت خداوند بر این مجاهدین عظیم الشان كه شهادتشان پیروزی اسلام را بیمه می كند.
مزار شهید
همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان
خواهد بود.
امام و شهدا
از خداوند می خواهم مرا در كنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.
بسیجی عاشق رهبر خود هست رهبری که فقط یکی است رهبرم تا آخرین قطره خونم
پا در رکاب تو هستم ولحظه ای از تو غافل نخواهم شد با دشمنان تو دشمن
و با دوستان تو دوست هستم
(رهبر من )منه عمار با خدای خود عهد بستم که تا خون در بدن دارم مطیع امر تو باشم
(رهبر من) منه عمار سرباز تو هستم واین سربازی من تا به روز محشر ادامه دارد
لب تر کن تا به قلب دشمن بزنم و از ولایت فقیه پشتیبانی کنم
منه عمار فدای شما سید علی جان
بعضی از حرفهای این وبلاگ شاید برای بعضی ها خیلیدرد ناک و
سخت باشه
دوست عزیز اینجا معرکه حرفهای زشت وناشایستنیست
اینجا هر که باید قدمی برداره تا جا نمونه .
ما سربازهای جنگ نرم باید هوادار هم باشیم نه دشمنهم
دوست عزیز من به گوش باش که دشمن پشت دیوارهای
شهرمون کمین کرده وهر لحظه ممکنه که حمله کنه
سرباز این میهن شوم خون دل دشمن شوم
آهنگ قلبم یا فاطمه ذکرلب من مولا حسین آموزگارم پیر خمین
چشم منو امر ولی جان منو سید علی
ای مقتدایم چشمان تو مومن شدم برایمان تو
دردست مهدی دستان تو
جانم فدای سید علی
بگو مولا دلت از چی شکسته
شهدا گرچه رفتند ولی هستن وناظر بر اعمالمان .ما آنها را فراموش کردیم
دوبار کوچه شهر پر از دروغ نیرنگ شده است . دوبار در کوچه ها
شهرمان دشمن نفوذ کرده .انگار خدا از شهرمان رفته است .میخاهم
حرف دل بزنم .دلم گواهی میدهد که قرار است شهرمن هم کوفه شود
.عزیز زهرا فعلا نیا کسی برای شما وقت ندارد .همه به فکر خود هستن
وسرشان شلوغ .آقا جان دل عاشقم حرفهای زیادی با شما دارد امیر دل
من بندهای دلم از هم گسته شد دلم میلرزد بر ولی زمانم رهبرم امیر
قلبم سید علی .که بدون او نمیخاهم یک لحظه زنده باشم .آقا جان دل
که شد گدای تو فخر به عالم دارد تیر بخت کسانی هستند که حب تو را
در سینه ندارن .
مولا جان دل ما دیگر به تو خوش است
مولا جان یک نگاهی به ما کن ما که از تو دور هستیم ولی دل ما را به نگاهی
دریاب .دنیا بدون تو ای گل عشق معنای ندارد
چقدر به کوه می مانی
نشسته بر براق طوفان
ایستاده ای هنوز
بربلندای عروج
تا فتح قله های ناب صلابت
چقدر به کوه میمانی
بیقراریت به وسعت دریاست
وبه صلابت کوه
به نهایت جنگل
وبه روانی رود
و ما
تکیه بر تو داریم
ای شهید
مدتي است كه ديگر قلمم را به كار نگرفته ام.
مدتي است كه ديگر قلمم مرا ياري نمي كند.
مدتي است كه ديگر من قلمم را ياري نمي كنم.
زماني طولانيست كه قصد دارم از شهدا بنويسم ولي نشد. نه اينكه نخواهم، بلكه نشد.
فكر سياه، دل سياه، دست سياه و قلم سياه ...
اين ها چيزي بودند كه مانع من بودند.
پيش خود گفتم تا دلم را روشن نكردم ننويسم ولي فايده اي نكرد.
تصميم گرفتم بنويسم تا دلم روشن گردد، اگر كه لايق باشم.
کاشک تو را ای شهید گمنام اینگونه امروز تشییع میکردیم

امروز شهرمان میهمان شهید گمنامی داشت ولی چه سود که استقبالی از او نکردیم فقط عده ای بسیجی
نسل سومی او را همراهی کردند از دوستان دفاع مقدسش خبری نبود از آنهای که سنگ شهدا رابرسینه
میزدند هیچ خبری نبود از لیدرهای مذهبی شهرمان هیچ خبری نبود این شهید گمنام را غریبانه به
خاک سپردیم ولی افسوس افسوس
این سوخته كامان شهید
یاسهای كبود زهرایی اند
كه پرچم پرغرور عزتشان
بر قله ی بلند سعادت
افراشته است...
جان بركفان ولایت
همین شهدای گمنام
ستارگانی نورانی در دل كویرند
اما نه...
باید اعتراف كرد كه:
شهدای گمنام
ستارگان(چیدنی)عشقند...